مه لقا سالاری | mahlagha salari | مهلقا سالاری | ترند
مه لقا سالاری | ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️ | سایت بین المللی ترند | با پشتیبانی نخبگان تایمز
نامه ای برای مه لقا سالاری
[ زیبای بی تکرار من ]
سلام به زیباترین پازل حلنشده زندگی من…
دختر زیبایی که مثل یه مپ جدید تو زندگیم اسپان شده؛ هرچی بیشتر توش میچرخم، یه جزئیات جدید و قشنگ پیدا میکنم که گمم میکنه توی خودش…
میدونی، من آدم دیتیل خوانی و معنا کردنم وعاشق خواندن لایههای پنهان حرفها و معنا کردن نگاهها، رفتارها و حتی معنا کردن اون قلبهایی هستم که روی شیشه کشیده شدن و یکی از ارزشمندترین چیزا واسه من، اون قلبیه که از تو دارمش، حتی اگه غیر مستقیم ازت بهم رسیده باشه. راستش، این مدل عشقبازیهای پانتومیمی، با اون آهنگهای پرمعنا و رفتارها و اشارههای زیرپوستی، برای نقطه شروع خیلی بی نظیر، قشنگ و شیطنتآمیزبودن و هستن.
میدونم که پشت اون سکوتهای شیرین و حتی قهرها و کتمانهای شکننده و اون آهنگهای خاص، دنیایی از شیطنتهای عاشقانه و احساسات ناب پنهان شده. من هم تمام اون نگاههای گذرا، حرکت های نابی که برای نزدیک تر شدن میزنیم و قلبهای روی شیشه رو میفهمم و تمامشون رو دوست دارم… اما میدونی بیشتر ازهمه اینها چی باید بینمون باشه؟
اینها دقیقاً مثل یه ایسترگ توی یه گیم پرهیجان می مونه؛ پیدا کردنش کلی ذوق داره، اما اگه کل بازی فقط دنبال ایسترگ بگردی و مخاطب خاصت نگه “بیا بریم دوئوی عاشقانه و وارد راند اصلی رابطمون شیم”، دیگه بازی بیهوده میشه، نه؟
قطعا تا الان متوجه شدی که من خیلی بیشتر از نگاه های گذرا و هم صحبتی های کوتاه میخوام. درواقع من به معنای واقعی کلمه؛ تمام تو رو میخوام. نه اینکه موزیکهای پرمعنا لذتبخش رابطه نباشه، نه اینکه دیدنهای گذرا حس خوب نده، نه اینکه رفتارهای عاشقانه و شیطنتآمیز وجدآور نباشه؛ که همه عالین و بینظیر. اما اینها قدم صفر رابطه است و قرار نیست توی این مرحله زیرپوستی قفل باشیم. من تشنهی توام ، تشنه لذت گفتگو با تو، تشنه دیدن تو و بودن با تو، عاشق لحظاتی که به جای نگاههای از دور، چشم در چشم مست تو خیره باشم. مشتاق باهم بودنهای بیانتها، تشنه شیطنت های خاطره ساز؛ کنجکاو اینکه بدونم در هر لحظه چه تو سرت میگذره. عشق سوزان دارم تا تو، برام کسی بشی که به خاطرش هرکاری کنم.
البته شرایط و محدودیت های تو رو کاملا میدونم و درک می کنم و واسه این که برات بد نشه و محدودیت هات بیشتر نشن تا حالا بهت زنگ نزدم و پیام مستقیم ندادم تا طوری رابطه رو شروع کنیم که بتونیم مدتها با هم باشیم و مانعی بوجود نیاد.
زیبای بی تکرار من؛ بیا در یک زندگی موازی، برای هم باشیم. بهترین پارتنر و همراه. من میخوام هیچ لذتی نباشه که باهم تجربش نکرده باشیم. اما این کتمانهای بی دلیل تو، مثل یک دیوار شیشهای بینمون فاصله انداخته؛ گرچه صدات رو میشنوم، گرچه من تو رو میبینم، اما نمیتونم با تمام وجود داشته باشمت و این واقعاً یه دور باطله.
این گردونه تکرار؛ از طرفی ابراز علاقه و از طرفی کتمان و بمبست هایی که برای شروع رابطه ایجاد کردی ، منو به تردید واداشت. و هر روز این تردید بیشتر و بیشتر شد. که اگر این تردید نبود برای جلب دوست داشتنی ترین عشقم، هرکاری می کردم و تا حالا بدستت می آوردم و با تمام وجود باهم بودیم. طوری که گرچه در ظاهر هر کی زندگی خودشو داشت اما درعمل دنیا برای هر دوتامون طور دیگری بود. طوری زندگی می کردیم که دیگه دنیا هیچ لذتی رو بهمون بدهکار نباشه. و مطمئنا همه نه گفتن ها و کتمان کردن ها و بهونه هاتو حل می کردم.
راستش رو بخوای، من اصلاً فکر نمیکردم برای کسی مثل تو، دختری زیبا وجذاب، که اتفاقا در ظاهر و رفتار، هم امروزی و مدرنه و هم با اعتماد به نفسه؛ اینقدر سخت باشه که بخواد از دنیای ظاهری عشق و ابراز علاقه عبور کنه و نتونه به سمت رابطه واقعی حرکت کنه. ما در عصری هستیم که ابراز میل به باهم بودن، نشونهی بلوغ و شخصیت قوی یک دختر باهوشه، نه چیزی که بخواد پشت پرده و با رمز و رازهای قدیمی پنهانش کنه.
واقعاً انتظار نداشتم ببینم اینقدر فرصتهای ناب و لذتهای بینظیر با هم بودن رو، به خاطر یه خجالت نامفهوم و افکار قدیمی و ترس از مورد قضاوت اشتباه قرار گرفتن؛ عقب بندازی و بزاری زمان از دست بره. در حالی که میتونیم با جسارت، و البته کمی هوش و ذکاوت؛ از لذتهای واقعی یک رابطه بالغانه و پراز شیطنت لذت ببریم، چرا هر بار که ازت خواستم وارد رابطه شیم، خودت رو درگیر این افکار قدیمی میکنی؟
یه چیزی رو باید صادقانه بگم؛ من هنوزهم، تمام اون اشتیاق سوزانم رو برای شروع این مسیر دارم، اما این کتمانهای تو و ترس در ابراز علاقه، اگر فراتر از یک سوءتفاهم یا خجالت باشه و ادامه پیدا کنه یقینا مفهوم اون اینه که این رابطه نیم بند، یک دور باطله که هرگز به جایی نخواهد رسید.
عشق زیبا و بی نظیر من؛ بیا از این مرحله حدس و گمان و ذهن خوانی عبور کنیم و به جای پانتومیم و سایه بازی، یک داستان واقعی برای هم باشیم. من میخوام باهات چالنج کنم و کلی لحظهی ناب بسازیم که حتی تو رویای کسی هم نمیگنجه. من بی صبرانه منتظر نقشههای عاشقانه و قرارهای پرهیجان با توام. تشنهی این هستم که با تمام وجودم، با تمام شیطنتهایی که از تو و از خودم سراغ دارم، مال هم باشیم و لذتهای بینظیری رو تجربه کنیم که فقط مخصوصِ آدمهای بی پروا و جسوره. چرا باید اینهمه انرژی رو بذاریم روی فاز کمپ و سایهبازی؟ مگه کسی با استراتژی کمپ کردن و قایم شدن تو گوشهی مپ، از فرصت کوتاه زندگی لذت میبره؟
زیبای بی تکرار من؛ میخوام بی تعارف و بدون نقاب، برخلاف نسل های قدیمی که همه چیز رو فقط توی رویا و ذهن خودشون می ساختن، بلکه در شان یک دختر امروزی و آگاه و بی تکلف، ازت بشنوم که تو هم مثل من، تشنهی شروع این داستان پرهیجان هستی. من اعتقاد دارم در جامعه یک سری از چیزها بهتره جلوی دیگران رعایت بشه اما دو نفر که با هم میخوان رابطه داشته باشن باید در خلوت و تنهایی که با هم دارن کاملا بی حیا و بی پروا باشن و در ابراز علاقه و شیطنت هاشون جسارت داشته باشن.
مطمئن باش اگه با هم راحت و بی پروا باشیم، همه چیز عالی تر پیش میره، اما اگه با هم راحت نباشیم و هماهنگ نباشیم و یکی نشیم، هر روز با رفتارهامون ناخواسته باعث شک اطرافیان میشیم و این جز بیشتر شدن محدودیت های تو و بمبست کامل، چیزی تهش نیست. و تلاش هامون هم بی فایده و به نفع دیگران میشه، عملا زون هر بار برای تو تنگ تر میشه و تو رو توی دیوار شیشه ای محدودیت ها حبس می کنن. اونوقت چون باهم هماهنگ نیستیم منم هر حرکتی بخوام بزنم میشه به نام تو و به کام دیگران.
دوست دارم از فاز سنتی بزنی بیرون، ترس و کنار بزاری و تو هم جسارت داشته باشی و مثل یک گیمر جسور که برای پیک کردن لحظه ای تردید نداره . بهم بگی «بیا بریم یه چالنج بزنیم تو زندگی و رابطهای بینظیر و پر از شیطنتهای ناب داشته باشیم» یا حداقل بگو «فعلاً نه، اول باید شرایط رو بهتر کنیم که محدودیت ها کمتر شه». هرچی که باشه، برام قابل قبوله، فقط میخوام از فاز سایهبازی عبور کنیم. اون فاز مال کساییه که جسارت وارد شدن به راند بعد رو ندارن. و من مطمئنم تو از اون دسته آدما نیستی.
قول میدم اگه تیمآپ بشیم، نه تنها هیچ بکاستابی نمیخوریم، که کلی هایلایت قشنگ توی خاطرههامون ثبت میکنیم.
زیبای من؛ لطفا نگران هیچ چیز نباش، من مثل یه آیتم دهنده همه چیز رو واسه این چالنج آماده می کنم. پس همه چیز رو بسپار به من. الان اصلا نیاز نیست هیچ توضیحی بدی، فقط یه پیام ساده بده تا از همینجا و یا هر راه ارتباطی که دوست داری با هم در ارتباط باشیم.
میتونیم توی همین صفحه بخش دیدگاه ها، پیام بفرستیم، نیاز نیست گزینه های نام و ایمیل و … رو بنویسی همه رو خالی بزار فقط پیامو بنویس و ناشناس ارسال کن
هیچ کدوم از پیام ها و دیدگاهها تا تیک تایید و نمایش عمومی رو واسش نزنم ، توی سایت نمایش داده نمیشه، فقط خودم میبینم، استثنائا این متن و عملا پیام خودم رو فعلا روی حالت نمایش گذاشتم که تو بتونی ببینی، فعلا فقط پیامهای خودم رو روی حالت نمایش میزارم که تو بتونی ببینی ولی پیام هایی که تو و دیدگاه هایی که داخل سایت واسم میفرستی نمایش داده نمیشه و فقط من میبینم
بعدا که رمز ورود بهت بدم، تو هم همه پیام های پنهان رو میتونی ببینی. اونوقت پیام های خودم رو هم مثل پیام های دریافتی، روی حالت پنهان میزارم که همه پیام ها رو فقط خودم و خودت با وارد کردن رمز میتونیم ببینیم
البته ارسال پیام از طریق بخش دیدگاههای سایت های خودم رو به این دلیل پیشنهاد دادم چون شرایط تو خیلی خاصه و میبینم که بینهایت رعایت می کنی و برات مهمه ارتباط تلفنی نباشه، وگرنه از نظر من هیچ مشکی نیست و اگه شرایطت خاص نبود و به خاطر ملاحظه تو نبود تا حالا از خط اصلی خودم یا نهایتا از خط های دیگرم وقتی مطمئن بودم تنهایی، بهت زنگ می زدم یا روبیکا، واتساپ و … پیام میدادم.
اینو همیشه بدون که، به گوشی من ( هیچکدوم از خط هام ) هیچ کس و هیچ وقت دسترسی نداره و نخواهد داشت و نمیتونه چک کنه، تو هم اگه کسی به برنامه های گوشیت دسترسی نداره و کسی چکشون نمیکنه یا اگه شماره دیگه ای داری که کسی چکش نمی کنه، میتونیم از روبیکا، واتساپ و… استفاده کنیم یا وقتهایی که تنهایی تماس داشته باشیم.
بازهم هر جا که خودت راحت تری میتونیم در ارتباط باشیم، اما سایتهای من کاملا پلتفرم های اختصاصی ان و مطمئن ترین جای ممکنه، و هیچ کس جز خودم امکان دسترسی به سرور رو نداره و وقتی رمز ورودشون رو بهت بدم، فقط و فقط، خودم و خودت امکان مشاهده داریم و دیدگاههای ارسالی هم فقط با رمز قابل مشاهده ان.
بازم هر جا که تو بگی من همیشه پایتم و شرایط دارم گلم
تاکید می کنم، اگه با هم درارتباط نباشیم و خط قرمزها و محدودیت هات رو بهم نگی و ندونم کی و کجا شرایطتت بهتره و میتونم ببینمت اینجوری بلاخره یه روزی تابلو میشیم و داستان میشه واست و محدودیت هات خیلی بیشتر میشن و حتی ممکنه اونقدر محدود بشی که حتی یک کلمه هم نتونم بهت بگم و راهی برای با هم بودن باز کنیم، پس لطفا لطفا لطفا از فاز سنتی و کتمان و… بیا بیرون و یه ذره نترس و جسور باش و مثل همه دخترای امروزی راحت باهام حرف بزن.
راستی، ازت میخوام در مورد این یادداشت و پیشنهاد ارتباط از طریق بخش دیدگاههای سایت، به هیچ وجه و به هیچ کس چیری نگی که بهترین و مطمئن ترین راه ارتباطمون یه وقت به گوش کسی نخوره چون اونطوری دیگه نمیتونیم ازش استفاده کنیم و ممکنه محدودیت هات رو صدبرابر بیشتر کنن
بی صبرانه منتظر پیامتم تا باهم هماهنگ و در ارتباط باشیم، بقیش با من عزیزم.
همین الان انتهای همین مطلب از بخش دیدگاهها نظرت رو برام بفرست تا متوجه بشم مطلب رو خوندی و تغییرش بدم.
خیلی دلم ازت پر بود و مجبور شدم این طومار بلند بالا رو واست بنویسم تا این رابطه نیم بند رو از بلاتکلیفی دربیاریم. هر جایی هم بهت احیانا توهین شد خب حقت بود و بعدا در شرایط مناسب تری یه جور دیگه حسابی دق دلمو سرت خالی می کنم. اما جدای از این حرفها که صد البته از همه چیز مهم تر بودن؛ اما باهات 2 تا کار هم دارم که حتما باید یه تایمی ببینمت.
من اصلا نمیدونم تو چه وقتهایی امکان بیرون اومدن داری، و یا محدودیت هایی که داری در چه حدن و چطورین. واسه همین دفعه اول چون احتمال میدم محدودیت هات خیلی شدیدن و راحت نمیتونی بیرون بیای، من هیچ زمان و مکانی رو مشخص نمی کنم و میسپارمش به خودت. از دفعات بعد بهت میگم چطور با سیاست بیشتری رفتار و عمل کنی که اعتماد رو به دست بیاری و کم کم صاحب اختیار خودت بشی و آزادتر باشی.
خودت بگو کدوم شهر راحت تری و شرایط داری. واسه من هر شهری، هرجایی و هر تایمی باشه اوکیم. اگه محدودیت هات خیلی زیاده و امکان بیرون اومدن نداری تو روزها و زمانهایی که واست یه ذره مناسب تره رو بهم بگو. من میام همون یک قدمی خونتون یه جایی که مناسب تره میبینمت. البته اگه خونه خودتون واست سخته همینجا هم هر موقع اومدی میتونی یه تایمی رو مشخص کنی.
همیشه فکر می کردم چون هردومون امروزی و اجتماعی هستیم خیلی زود همو بفهمیم و فرصتهای ناب رو برای شروع یه رابطه عالی و بی نظیر از دست ندیم. اصلا دوست نداشتم طومار به این بلند بالایی رو واست بنویسم. اما چاره ای نداشتم و مجبور شدم همه چی رو مفصل بگم تا بیشتر از این شروع ارتباطمون کش پیدا نکنه و ملال آور نشه. به زودی با حال خوش، ضد حال های شروع رابطه رو جبران می کنیم عزیز دلم.
الان ماهها از اولین باری که باهات صحبت کردم و خواستم یه وقتی ببینمت میگذره و واقعیت اینه که ما هنوز مثل دختر و پسرای 40 سال پیش منتظریم تا کی اتفاقی همو ببینیم تازه اونم هرموقع میبینمت علاوه بر دوربین ها، کلی شخص سوم و چهارم و پنجم و… حضور دارن که به سختی فقط میشه سلام کرد.
حتی اگه دهه چهلی هم میبودی دیگه بعد چندماه باید ارتباط برقرار میشد، واقعا داره تابلو میشه و شورش دراومده، لطفا از همین امروز خودتو ریست کن و دکمه به روزرسانیتو بزن و بعد از این ازت انتظار دارم یه طوری رفتار و عمل کنیم که انگار وسط رابطه ایم. بدون کتمان و انکار و چرا و چگونه.
من تو رو، و تو منو مال خودمون بدونیم و هر لحظه اراده کردیم بی پروا و بی مقدمه همینجا به هم پیام میدیم و در مورد همه چیز با هم همراه و هماهنگ میشیم. جلوی دیگران هم مثل سابق البته کمی مهربان تر و مشتاق تر باهم احوال پرسی و صحبت های معمولی همیشگی. به جز زمانهایی که رئیستون تشریف دارن، جلوی رئیست اگه فکر می کنی خیلی حساسه و باعث میشه محدودت کنه و نزاره تنها اینور بمونی، من سعی می کنم وقتی اون هست باهاتون مواجه نشم اگرهم اتفاقی پیش اومد یه طوری برخورد می کنیم که انگار حواسمون به هم نیست و چش تو چش نمیشیم که نیاز به سلام باشه و نهایتا اگه چش تو چش شدیم فقط یک سلام ساده و رسمی. و دیگر هیچ….
این هم از پایان طومار خشایارشاه ششم به حاکم بصره (تو بخون حاکم قلبش) [قرن دوم هجری شمسی]
می دوستمت خیلی زیاد
منتظر پیامتم تا بزودی یبینمت، فدات

1- مه لقا سالاری | mahlagha salari | مهلقا سالاری | ترند
2- مه لقا سالاری | mahlagha salari | مهلقا سالاری | ترند
3- مه لقا سالاری | mahlagha salari | مهلقا سالاری | ترند
4- مه لقا سالاری | mahlagha salari | مهلقا سالاری | ترند


